لوازم تحریر میدیدیمیه دفتر هم گرفتیم یونیکورنی بود با برچسبهــــان خبـــ چیــــهــ دلمون جوونه روسری هم سرم نبود فکر میکردم نسل عرزشیهاکم کم داره منقرض میشه که یکیشون بهم گفتپتیاره میخواستم پـــارش کنم ولی شوک شدمبدتر عصبی شدم بعدش چـــرا من اون زنیکه رو جـــر ندادم+ راستی دلیل دفتر هم اینکه که میخوام باز مثل قبل شروع کنم به نوشتن باورکنید انرژیش یه جوریه کههرچی میخوایین بعد یه مدت میشه مثل شکرگزاریانجام بدین مثلا بگید در فلان روز ، فلان تاریخمن به فلانی رسیدم و الان خوشبختمپول ، عشق ، سلامتی .... بعد یه مدتوقتی اتفاق افتاد شوکهـ میشین ✔ دلـــــ نوشتهــــــ 163
برچسب:
نویسنده: باربد شریفی
برچسب:
نویسنده: باربد شریفی
برچسب:
نویسنده: باربد شریفی